وبسایت رسمی مسعود فراستی
سگدونی ضدیادداشت‌های جشنواره‌ای


<<ابد و یک روز>> پرغوغاترین فیلم امسال است و فریب کارترین شان. در پس ظاهر پرطمطراق و غلط انداز رئالیستی – ناتورالیستی اش، باطن سیاه و مسموم فیلمفارسی لانه دارد.
    دوربین روی دست پرتکان و ریتم تند فیلم برای دیدن نیست؛ توهم آن است و برای کورشدن. فیلم خاک به چشم مان می پاشد تا درست نبینیم و با وراجی ها و متلک های بی امانش مانع شنیدن می شود.
    اعتیاد، فلاکت و تباهی، آدم فروشی و خانه فروشی گویا سرنوشت محتوم این خانه – سگدونی – است.
    جمله پسر بزرگ و رئیس خانه (معادی) شعار و پیام اصلی فیلم است: «هرکس از این خانه نرود سگ است. هرکس برود و برگردد از سگ کمتر است». آیا «خانه» استعاره وطن نیست و اهالی اش، مردم وطن؟ شرم بر این نگاه.
    خانه، صاحب – پدر- ندارد. مادر مریض است و سربار. پسر بزرگ اما کیست؟ مردی سابقا معتاد، ظاهرا دلسوز خانه و خانواده، که سر بزنگاه برادر معتادش را لو می دهد و خواهر مظلوم و ستم کش اش – تنها آدم مثبت فیلم – را به بیگانه می فروشد تا مغازه ساندویچی بزند. چه نگاه کثیف و شوونیستی – ضدافغانی – دارد فیلم. نگاه به طبقه فرودست نیز از همین نوع است. فرودستان، محکوم به فروشند.
    بیست دقیقه اول فیلم پر از جزئیات بیهوده است به بهانه تمیزکاری خانه و بعد اتاق برادر معتاد (محسن) شاهد ته سیگارهای لای درزهای دیوارها، بند زیرپوش بیرون زده، وسایل شیشه کشی و تکه های مواد مخدر و پول های مچاله شده هستیم؛ و ریختن سرآسیمه مواد به چاه توالت و پرتاب یک بسته از آن به پشت بام خانه همسایه و دردگرفتن ادایی دستِ پرتاب کننده (معادی). چرا این بسته را در چاه توالت نمی ریزد؟ سرنوشت این بسته بعد از یافتن برادر کوچک در پشت بام همسایه سرانجام چه می شود؟ این جز بازی رقت آمیز نمایشی نیست؟ مثل خیلی دیگر از لحظات فیلم.
    فیلم حول محور محسن معتاد (نوید محمدزاده) می گردد و همه چیز درام در خدمت آن است. قهرمان- ضدقهرمان - محسن، با جنگ و دعوا و شروشور در همه جای فیلم ناگهان ظاهر می شود. آن همه سروصدا و شلوغ کاری، قلدربازی و شاخ وشونه کشی مرتضی در مقابل او و برگشتن به خانه اش چقدر لوس و نمایشی است. همه اش به تسلیم و سکوت می انجامد. دعواهای شان نیز ربطی به برگشتن او ندارد. اکت های بازیگر این نقش در نیمه اول فیلم مصنوعی و باسمه ای است و بعد در نیمه دوم بسیار ادایی می شود. قطعا معادی بهتر است؛ اما به نقش نمی خورد. شمال شهری ای که ادای جنوب شهری درمی آورد. علت انتخاب اش برای معروفیتش در جشنواره های خارجی نیست؟ شهناز کیست با آن پسر عشق لات و هیولاوارش؟ چه ربطی به فیلم دارد؟ صحنه دعوای برادران «غیرتمند» پشت در اتاق او چقدر مسخره و بی معناست، مثل همه دعواهای قلابی فیلم. شهناز انگار شوهر ندارد که همه اش آنجاست. پدرها و شوهرها در فیلم غایب هستند. اعظم چه کاره است و در این خانه چه می کند؟ بیوه است و پول دار و اهل دوبی و کیش رفتن و... چرا علیرغم ظاهر دلسوزش هیچ کمک مالی ای به خانواده اش نمی کند؟ شاید می داند خانواده احتیاج به کمک ندارند. همه چیز بازی است؛ یک بازی رقت انگیز. در هیچ کجای فیلم شاهد بی پولی این خانواده مثلافقیر نیستیم. اگر مرتضی داماد آینده افغان را تیغ می زند برای خرید مغازه است نه حل بحران مالی.
    مادر جز اکسسوار نیست. دلسوز و دل نگران پسر معتاد بیچاره اش است و برایش بسته مواد را پنهان می کند تا او بفروشد و این سیکل منحط تباهی ادامه یابد. بیماری قلابی او چیست؟ نمایشی نیست؟
     و اما دو شخصیت ظاهرا مثبت فیلم که به قول منتقدان طرفدار، نقطه امید فیلم است – که نیستند. پسربچه فیلم (نوید) که از همه بهتر است، زرنگ و باهوش می نماید و اهل درس؛ اما فقط در حال بازی با توپ دیده می شود و دست شویی رفتن و کارکردن در مغازه یا خرید یا تماشای کارتون. کی درس می خواند؟ نه کتابی دارد نه دفتری.
    و اما سمیه ستم کش و منفعل فیلمفارسی: مهربان و دلسوز است و ظاهرا مقاومتی در رفتن از خانه دارد، در ترک خانه. اما از خانه می رود و با دیدن نوید در آرایشگاه از پشت شیشه اتومبیل افغان ها به ناگه بازمی گردد. این بازگشت، «از سگ کمترش» نمی کند؟ این بازگشت به امید است به خانه؟ یا استیصال است و محتوم سرنوشت مبهم و آینده شوم و ماندن در تباهی آن سگدونی؟
     به نظرم پایان نیمه باز با آن نمای لانگ شات از خانه، روزنه ای از امید نیست؛ یک نمای چند پهلو برای تاویل های متفاوت است و متضاد. همه محکوم به ابدند و یک روز؛ محکوم به نیستی و تباهی اند اما دروغین و نمایشی.
    فیلم از نگاه بیرون است نه از درون. نقطه دید ندارد. از نگاه فیلم ساز است که خانه و اهالی اش را می نگرد. پز می دهد و می فروشد تا جایزه بگیرد. جایزه داخلی و حتی خارجی. فیلم لقمه چرب و نرمی است برای جشنواره های فرنگی با آن فقرزدگی و تباهی محتومش. اگر فیلم ساز ذره ای غیرت ملی و دلسوزی ای برای این خانه دارد و اهالی اش، نمی بایستی فیلم را به جشنواره های خارجی بفرستد که جز خانه فروشی و فقرفروشی نیست. ای کاش فیلم ساز – و فیلمش – در این خانه بماند حتی نمایشی.

روزنامه شرق ، شماره 2515 به تاریخ 18/11/94، صفحه 14 (هنر)

36 دیدگاه

۹۴/۱۱/۱۸

امید ریاحی
۹۴/۱۱/۱۹ - ۰۴:۴۳
617
پاسخ
درود استاد . نقدتان عالی بود . چرا دیر نقد نوشتید . منتظریم همچنان استاد
احسان نصری
۹۴/۱۱/۱۹ - ۱۴:۳۶
215
پاسخ
دقیقا فیلم از نگاه بیرون است نه از درون. نقطه دید ندارد.
amir
۹۴/۱۱/۱۹ - ۱۹:۵۸
310
پاسخ
بی غیرتی سستی تصنعی در برابر مشکلات عدم تلاش برای حل مشکل ادای مردی کپی برابر اصل فیلم فارسی لنگ جایزه و خودنمایی
رضا
۹۵/۴/۲۶ - ۱۱:۳۴
00

دیاثت..این واژه را بکار ببرید

پورداد دانشمند
۹۴/۱۱/۱۹ - ۲۰:۱۳
117
پاسخ
درود بر شما آقای فراستی
متاسفانه در ایران فیلمساز دچار یک دید مسموم شده است و آن دید اینست که من یک رسالت اجتماعی دارم و همین که جرات کرده ام و حرفم را زده ام یعنی آخر فیلمسازی در صورتی که این فرم و محتواست که شالوده اصلی است.فیلم های امسال جشنواره دچار یک بیماری شده اند حتما می خواهند به اصرار اجتماعی باشند این همه ژانر این همه موضوع این همه سوجه چرا بیش از 5 سال است که هنرمندان ما گیر داده اند به سینمای اجتماعی برای زدن حرف های تلخ.تازه بلد هم نیستند.فیلم "لانتوری" را نگاه کنید.آیا واقعا فیلم است ؟ می توانست مستند باشد . مستند هم نیست.کدام فیلمسازی را دیده اید که بخواهد هم اجتماعی , سیاسی , و عاشقانه را در یک فیلم جا دهد.در ایران این اتفاق می افتد و شگفتی می بینیم.
به هر حال , حال سینما بد است , حال هنرمند بدتر.به نظر من اول باید فکری به حال هنرمند کرد نه سینما

با سپاس از نقد شما
م
۹۴/۱۱/۲۷ - ۱۶:۴۱
01

درود

محسن
۹۴/۱۱/۲۷ - ۱۶:۴۳
26

درود
لطفا ً از فکر خودمان مایه بگذاریم. تا اینکه مدام به صحبت های آقای فراستی ارجاع دهیم.
همچنین از اقای استاد فراستی تقاضا دارم که قدری عینی تر به نقد فیلم ها بپردازند.
با تشکر

من
۹۴/۱۱/۲۰ - ۰۰:۰۳
411
پاسخ
جان آقا فراستی ! حیف عمر نیست میذاری پای دیدن فیلم ایرانی ؟ کل سینمای ایران رو بگردی فیلمهای دیدنیش مثل قطره ایست در دریا ! به خدا حیف عمره بذاری پای این سینما
الیاس
۹۴/۱۱/۲۱ - ۰۱:۱۹
33
پاسخ
من تعجب می کنم که شما تو روزنامه های اصلاح طلب علیه فیلم هاشون نقد مینویسید ! در برنامه هفت بسیار مهربانتر با ابدویک روز برخورد کردید .. فقط شما که بادیگارد را اونجوری کوبوندین , به نظرتون پس چه کسی باید در سینما فیلم سیاسی بسازه ؟ به نظر من فیلم سیاسی هم لازمه و اینکه فیلمساز نمیتونه همیشه با مردم باشه گاهی واسه تلنگر باید مقابل بعضی ها باشی
محسن
۹۴/۱۱/۲۹ - ۰۹:۴۳
11

ببخشید الیاس جان میشه بگید منظورتان از فیلم سیاسی، کدام فیلم است؟

نرگس
۹۴/۱۱/۲۲ - ۱۴:۱۳
24
پاسخ
با جمله آخر شما که فلمساز نباید فیلم را به جشنواره ها بفرستد موافقم. اما با بقیه حرفها نه. به من بگویید آیا درباره چنین خانواده ای اصلا فیلم باید ساخت یا نساخت؟ منظورم اینست که خب این هم یک خانواده است، گیرم به علت روش تربیتی اشتباه و فقر و چه و چه خانواده آشفته و بدی است، اما به هر حال وجود دارد و مابه ازا هم دارد در این جامعه. حالا یکی هم دلش خواسته درباره چنین خانواده ای فیلم بسازد. فیلم نسازد از ترس اینکه نکند کسی تعبیر به مملکت و این حرفها کند؟ درباره فیلم بانو هم هی گفتند این نماد مملکت است وفلان. سالها در محاق ماند. اجاره نشینها را هم همینطور. که چه؟ خب هر فیلمی هر داستانی یک خانواده دارد دیگر، باید همش گل و بلبل باشد که نکند تعبیر به مملکت شود؟ خب بهتر نیست به جای تحقیر این فیلمها سعی کنیم مملکت بهتری داشته باشیم تا دیگر توهم توهین به مملکت پیش نیاید؟
مرتضی
۹۴/۱۲/۱۵ - ۱۵:۳۱
00

با نقد آقای فراستی موافقم ، ولی دوست دارم یک سری سوال مطرح کنم که بی ارتباط با نقد ایشون نیست و خواهش میکنم جدای لایک و دیسلایک فکر کنین و اگر نظری داشتین ممنون میشم برام بفرستید با دیدن چنین فیلمی چه حسی پیدا می کنید ؟ آیا تجربیات و آگاهی ها ی اجتمایی شما بیشتر از چنین فیلم هایی نیست ؟ آیا ورای رئالیست حاکم فیلم و ذهن کارگردان این کار کترها در جامعه قابل لمس هستند؟یا تحت تا ثیر نوعی جو شبه روشنفکری بین فیلم سازان باید درکشان کنیم؟
آیا ما مردمانی فاقد ارزش هستیم یعنی هیچ اصول اخلاقی در خانواده نداریم که در مقابل رذایل ، پرخاشگری ها واکنش بدهد؟بدور از شعار زدگی آیا خانواده ی ایرانی فاقد عزت ، آبرو و امیدواری است؟؟اگر توجه کرده باشید فیلم سازهای سال های اخیر سینمای ایران به جای قصه گویی ،ایجاد فرم مبتنی بر انسان ایرانی ،استفاده از پتانسیل ها و شناخت ضعف ها و پوشش آنها فقط به پرداخت غلط و مقرضانه داستانهای ذهنی متناسب با جوایز و جوامع غربی مشغولند بطور مثال فیلم هایی که در مورد موضوعاتی مثل لزوم تعدیل قصاص و حقوق زنان ساخته می شود.

نرگس
۹۵/۲/۲۹ - ۲۱:۳۰
13

حرف شما و مسعود فراستی رو میفهمم. اما اولا اگر کارگردانان جوان چنین رویکردی دارند، نمی توان با آن مخالفت کرد و خواستار این شد که جور دیگری نگاه کنند؛ چون نگاه موجود، حاصل شرایطی است که بر این جوانان گذشته و به حرف کسی تغییر نمی کند. دوم اینکه این انسانها مابه ازا دارند و بسیار هم دارند. فقر اگر در شهری مثل تهران سراغ خانواده ای بیاید می تواند فاجعه در پی داشته باشد. می تواند همه آن آموزه ها را (اگر وجود داشته باشند) بی اثر کند. من با دختران و پسران نوجوانی از این خانواده ها که اکثرا حاشیه نشین هستند برخورد داشته ام و به چشم خود دیده ام که چقدر فقر و آسیبهای ناشی از آن این خانواده ها را گیج کرده و در دردسرهای پیاپی انداخته است. ما از دیدن این فقر عمیق ناراحت می شویم و احساس می کنیم به مملکتمان توهین شده، اما واقعیت اینست که این همه کودکان کار،اینهمه دستفروش در مترو، این همه کارگر حقوق نگرفته و غیره هم ایرانی هستند و داستانی دارند. همه شان هم مثل خانواده "بچه های آسمان" تربیت نشده اند که آنهمه نجابت کنند. قبول دارم که جوّی ایجاد شده برای به چالش کشیدن مشکلاتی که به مذاق جشنواره ها خوش می آید، اما ابد و یک روز را از آن قماش نمی دانم.

فرید
۹۴/۱۱/۲۳ - ۰۳:۱۷
12
پاسخ
ظاهرا نقد شما بیشتر متوجه محتوای فیلم است. اما چرا «خانه»ی فیلم را استعاره از وطن دانسته‌اید؟ چه اشاره‌ای در فیلم وجود داشته؟
احسان
۹۴/۱۱/۲۴ - ۰۱:۱۶
10
پاسخ
ستایش طبیعت گراییُ ناتورالیسم قوانین یونانی مبانی عقلانی اثر هنری و....ویژگی دوران کلاسیک است. هنر دوران مدرن هنر بی خاصیت و بی درد است ولی همچنان اثر هنری دارای ارزش لیکن وحدت های سه گانه مکان و زمان و موضوع به چاش کشیده شده...هنر عصر نوُتابلو نیست...شمایلی از خود هنرمند است....نه اثر....
بگذریم...
همیشه در تاریخ هنر بسیار افرادی بوده اند که چند صد سال از دنیای انسان های بزرگ عقب مانده اند....ولی این میتینگ ها و دوره همی ها در فرهنگ ما جای دارد....
فقط یک سوال: کاش داوران محترم دلایل انتخاب ها را نیز به صورت علمی تشریح کنند.
نازیلا
۹۴/۱۱/۲۴ - ۲۳:۴۶
32
پاسخ
باسلام خدمت استاد فراستی
آفرین و دست مریزاد به این نقد فوق العاده .‌‌..
من که منتقد نیستم نظر کارشناسی بدم اما بعنوان بیننده فیلم اگر بتوان نظری داد باید بگویم وقتی من مخاطب عام، بدون اینکه نقد شما را بخوانم چنین افکار و دیدی به فیلم دارم، و بعد از خواندن نقد استاد فراستی چنین شباهتی را در نظرگاه با ایشان یافتم، پس باید در درجه بالای اطمینان به این فیلم نگاه مثبتی نداشت و بنوعی آن را مصداق سیاه نمایی و بی غیرتی دانست.
.من صحبت شما را با اقای فخیم زاده در پنجشنبه شب ۲۲ بهمن و اختتامیه جشنواره دیدم و واقعا از بیانات اقای فخیم زاده که بیانات شما را نوعی توهم دانستند شگفت زده شدم.
علی رغم اینکه در رفتن به سینما مشکل مالی ندارم اما بدلیل نازل بودن کیفیت فیلمها آن هم از نوع تفکر حاکم به هیات داوری جشنواره بشدت از سینما رفتن گریزانم. به امید روزی که هیات حاکمه سینما، سلایق سیاسی و غرب زدگی را از صحنه سینمای ایران پاک کنند. هرچند چشمم آب نمی خورد.
موفق باشید آقای فراستی و درود بیکران بر شما
رونین
۹۴/۱۲/۵ - ۰۱:۲۸
23
پاسخ
اول برادر بزرگتر برادر کوچیک به پلیس نمی فروشه به مرکز ترک اعتیاد میفروشه که خیلیم خوبه دوم اگه خواهر بزرگتر پول داشت تو پرند زندگی نمی کرد تا به قول خودش از خونواده عقب نباشه سوم مسعود جان تو خود وضع مالیت خوبه عقده های سالینجرتم میتونه تو صدا سیما خالی کنی ولی ما مردم معمولی نه پول داریم نه دیده میشیم نه اهمیت داریم برایه کسی چهارم تو اگه ادم درستی بودی انقده کتابات گرون نبود انقده از پایین شهر و اوضاع وخیم اقتصادی لطفا وراجی نکن...منتقد خوبی هستی ولی انسان خوبی نیستی
امیر
۹۴/۱۲/۸ - ۲۰:۵۸
04
پاسخ
درود بر شما .
ابوالفضل
۹۴/۱۲/۱۳ - ۱۲:۱۰
14
پاسخ
درود
جناب آقای فراستی بعنوان یکی از هوادارتون دوست دارم چند نکته رو خدمتتون عرض کنم
فکر کنم که شما نقدهاتونو به دو بخش تقسیم کنید خیلی خوب باشه
یکی اینکه فیلم از نظر کارگردانی (میزانسن، دکوپاژ و ...)
و دیگری از نظر محتوا و مضنون (که اون برمیگرده به فیلمنامه و قصه و هیچ ربطی به کارگردانی نداره)
حالا اگر کارگردان تونسته به نحو احسن محتوا و مضنون فیلم رو به من مخاطب رسونده باشه خوب نتیجه می گیریم کارشو خوب انجام داده (البته با درنظر گرفتن میزانسن و دکوپاژ) مهم نیست که محتوای فیلم چی باشه اصلاً ضدملی باشه اون دیگه برمیگرده به نویسنده و جهان بینیه او.
بحث در مورد جهان بینی و ایدئولوژی هیچ وقت تمامی نداره.
احسان
۹۴/۱۲/۲۴ - ۲۲:۲۵
10
پاسخ
با سلام
به نظر من حرف های آقای فراستی در مورد این فیلم درست است . صحنه های جشنواره ای هم در این فیلم زیاد است . مانند پدری که با بچه ی تازه متولد شده اش به خرید شیشه می رود و شیشه ی خریداری شده را در جوراب فرزندش جاسازی می کند . آیا چون فردی معتاد است بی وجود هم هست و از کودکش برای جاسازی مواد که به او شک نکنند بهره می جوید .
زنان فیلم همان زنانی هستند که جشنواره های خارجی می خواهند . زن جارو بدست ، زن پیرو و بدون اختیار ، همان زن اسیر جهان سومی در یک کشور اسلامی و مادر فیلم که از همه بدتر است به قدری در این سیستم ظلم به زن خانه کرده است که پیشنهاد می دهد تا در خانه فضا برای شیشه کشیدن پسرش مهیا شود (سازگاری که از فرهنگ مرد سالارانه به او تحمیل شده است )
و باز برای اینکه مبادا به جشنواره های خارجی بربخورد . افغانستانی های فیلم انسان های زیبا و خوشتیپ و ثروتمند و شاسی بلند سواری اند ( کارگردان می خواسته بگه که نژاد پرست نیست )

دانیال
۹۴/۱۲/۲۹ - ۱۵:۳۵
31
پاسخ
خیلی پشیمونم ازاینکه «ابد و یک روز» رو تو سینما دیدم،
به نظرم این فیلم (منهای مشکلاتی که اشاره شد) مصداق بارز یک فیلم تلویزونیست،
90درصد فیلم در یک خانه میگذرد،
خیلی از صحنه های فیلم خسته کننده و اضافه است،
طوری بود که اگر در تلویزون پخش میشد و بیننده همزمان درحال سرخ کردن سیب زمینی با پیاز می بود، قطعن از فیلم چیزی رو از دست نمیداد.
اغلب افرادی که نزدیک من نشسته بودن از بی حوصلگی ناشی از فیلم یا خمیازه میکشیدن یا نوچ نوچ میکردن یا با موبایل ور میرفتند.
حسین
۹۵/۱/۷ - ۰۱:۵۶
10
پاسخ
با عرض سلام و خسته نباشید
من نقدی بر این فیلم داشتم میخاستم ببینم میتونید اونو توی نقد کاربران چاپ کنید؟
ممنون
فرشاد
۹۵/۱/۱۵ - ۱۴:۳۸
10
پاسخ
آنالیز بنده از منظر یک تماشاچی:
فیلم ابد و یک روز آخرین و یا نهایت جوزدگی (بمعنای مثبت کلمه) به لحاظ سبک نمایش گرفتاریهای اجتماعی، اقتصادی کشور است و به لحاظ تمایل ذاتی عموم مردم به فیلم فارسی (مثل گوزن ها و...) بسیار دلنشین و نوستالژیک و... بود و من هم لذت بردم. اما اگر به لحاظ جدی و ایده آلی بخواهم به اثر نگاه کنم ناگزیر توجهم به کلیت سینمای کشور جلب می شود و با خود می گویم انسان به این پیچیدگی و متغیرها، ایران با این تاریخ و تمدن طولانی، جهان با این عظمت واقعا موضوعی جهت هنرنمایی هنرمندان و صنعت گران سینما ندارد به جز این موضوعات؟ اما خدارو شکر تو همین دوره ما شاهد نمایش فیلم" به دنیا آمدن" بودیم که امید وار کننده بود امیدوارم مردم از این سبک فیلمها حمایت کنن تا نفع این دست فیلم ها بیشتر به خودشون و خونوادهاشون برگرده. موفق باشید
مسعود
۹۵/۲/۲ - ۰۱:۰۵
14
پاسخ
آقای فراستی عزیز بنظرت بهتر نیست راهی برای ریشه کنی اعتیاد و فقر پیدا بشه نه اینکه جلوی نمایشش هم گرفته بشه،چیزی که در فیلم میبینیم حقیقت جامعه است شما اگر فکر این خانه و اهالی اون بودی دردت نمیومد از این فیلم.
سید مهدی
۹۵/۲/۲ - ۱۱:۱۴
12
پاسخ
ضد افغانی؟ کجاش ضد افعانی بود؟ چون داداشش دختره رو میخواست بفروشه به افغانی ضد افغانی بود؟ بازی نوید محمد زاده بد بود؟ معتاد که همیشه نعشه است و میخواد تمام بدبختی هایش را سر دیگران خراب کند مصنوعی است؟ مگر معتاد چگونه است؟ فیلم سیاه نمایی است؟ خواهش میکنم یک سری به برخی از محله های نیروگاه قم بزن آن موقع میفهمی سیاه نمایی است یا نه؟
امین
۹۵/۲/۱۲ - ۱۵:۰۱
21
پاسخ
سلام
به نظر من فیلم رو زیادی بزرگش کردید

گذشته از این ها
سیمرغ کارگردانی خیلی براش زیاد بود
متاسفم ک داوران سیمرغ بادیگارد رو تقدیم این فیلم کردند
Sasan
۹۵/۲/۲۱ - ۰۷:۳۵
20
پاسخ
سلام یه استاد مسعود فراستی منتقد بسیار با دقت و بی ظرافت در کار. کاملا با نقد هایی که میکنید موافقم افکار خیلی حساب شده ای دارین من که از نقد های شما لذت میبرم چون خودم هم درون ذهنم ضد یادداشت دارم فقط میخام بدونم اصول و قواعد اخلاقی چقدر در این فیلم رعایت شده با تشکر از استاد بزرگ
مجید کلاته
۹۵/۲/۲۹ - ۰۴:۱۸
15
پاسخ
سلام استاد گران مایه : فیلم،فیلم خوبی است. این نگاه جانب دارانه و ایدولوژیک گونه شما فیلم را این گونه تفسیر و تاویل می کند.. گیرم که امید ندهد. گیرم که سرزمین بفروشد. و این وطن هفتاد دوملت را سگ دونی بخواند.. چه به حق و چه به ناحق.. این دید جانب دارنه در تمام سطر سطر نوشته شما مشهود است. با احترام.. از باب جواب به چن برخورد سینمایی تون با اثر .. ((( بیست دقیقه اول فیلم پر از جزئیات بیهوده است به بهانه تمیزکاری خانه))) ... این جزییات با عث شده ما اون خونه و افرادشو رو برای نیمه دوم و آخرش باور کنیم. هر چند شاید خیلی کم موجب این بشه که دلیل اصرار کارگردان رو نفهمیم هیچ ضربه ایی نزده به فیلم..اگر خلاف این بود خوشحال میشم بگید به کجای فیلم آسیب زده( مستند) ؟ برای بخش دومم به نظر پر هیجان ترین قسمت فیلم که همان ماجرای نابود کردن مواد باشه رو شما نابود کردید . یعنی متوجه استدلالتون نشدم برای اینجور بخورد سلیقه ایی تون با احترام دوباره . این واژه تونم نفهمیدم چقدر لوس و نمایشی .. شاید مشکل از منه.. از بقیه حرفاتونم صرف نظر میشه کرد... فقط یه سوال شما گفتید : به نظرم پایان نیمه باز با آن نمای لانگ شات از خانه، روزنه ای از امید نیست... شما وضعیت نور پردازی رو چطوری نادیده گرفتید.. پنجره ایی که اتاق های اولیه ش تاریکه بعد با رفتن کارکتر و بیشتر شدن نور در بک گران اتاق فیلم تمام میشه..
درود و با سپاس
مجید کلاته
۹۵/۲/۲۹ - ۰۴:۲۵
12
پاسخ
فقط درود به شرافتت و مرحبا سعید روستایی

فیلم ابد و یک روز
سرگذشت تراژیک و غم پایان ناپذیر انسان های خانه ایی است که فقط وسعت درد کمشان
گاهی به تمام خانه های این سرزمین رسیده و آن خانه را آتش زده..
سجاد حيدري
۹۵/۳/۱ - ۱۱:۱۳
14
پاسخ
ابد و يك روز فيلم خوبي است.صرف نظر از ضعف هاي موردي در پرداختن و صيغل دادن شخصيت ها فيلمي است كه از پياده رو و خيابان و گوچه و پارك به روي صحنه رفته است. (خانه) الزاما در اين فيلم نمي تواند استعاره يا سمبلي از وطن باشد.چرا كه به قول شما اين خانه پدر ندارد و اين موضوع در مورد ميهن ما صدق نمي كند.ميهن بي پدر نيست پدر دارد اتفاقا از نو ع پدر سالارش!معتقد هستيد فيلم نگاه به بيرون ندارد .نگاه به بيرون اين فيلم را بايد از چشمان نويد ديد.كارگردان هم دو سه باري تلاش كرده است اين را عرضه كند. گيرم در حد بضاعتش كه كم هم نبوده انصافا(نگاه نويد از درون تاكسي آ›انس به بيرون يا مثلا در آن لحظه كه مامور آدرس خانه را از نويد مي پرس و چشمان مضطرب و آشفته ي او مردم نظاره گر را تماشا مي كند).اگر خانه را در اين فيلم استعاره اي از وطن ندانيم كه به نظر من اگر قرار بود چنين باشد به شيوه هاي بسيار موثر تري هم ميشد اين موضوع را القا كرد اين خانواده قابل باور هست خوب هم هست حتي دعواهاي مزمن وتكراري و از كودكي تا كنون مرتضي و محسن وحتي بي تفاوتي اعظم كه از روي خود خواهي يا حتي از نا آگاهي است.آيا حال روز تبعه هاي افغان در كشور ما باز بهتر از كارگران خود ما نيست كه حق شغل براي مهاجرين افغان 260 هزار تومان تعريف شده و براي نيروي كارگر خود ما نزديك به پانصد هزار تومان.آيا در كشور ما ماركت سطح سوم خريدار را بر اساس شكل و اندازه مجبور به خريد نمي كند؟محسن زيادي شلوغ مي كند و پرخاشگر است؟ آيا اعتياد او نشئگي و خماري و اضطراب او احساساتش را نا متعادل و نا معقول نمي كند.محسن در پارك هاي تمام استان هاي اين كشور راه ميرود و سوداگري مي كند.مايليد خلق و خويش را ببينيد و امتحان كنيد كار سختي نيست! نقد شما استثنا در اين مورد به خاطر ديدگاه ناسيو ناليستي شما كه اخيرا مقداري تشديد شده است منصفانه نيست.در مقايسه با مثلا باديگارد و ديدگاه چپ اندر قيچي ‏‏و يكطرفه و خاص آن سگ اين فيلم شرف داد.گيرم كه از سگداني آمده باشد!
شکیب
۹۵/۳/۱۲ - ۱۰:۲۹
35
پاسخ
منتظر فیلم شما هستیم
که نه سگدونیست و نه فیلم فارسی
ونه سیاه نمایی ونه مورد تایید امپریالیسم
ادم یاد تیکه معروفی در رسانه می افتد که میگفت مخم مخم مخالفم
با احترام
شمشیر نقدتان مستدام
مهدی
۹۵/۳/۱۵ - ۰۶:۳۸
00
پاسخ
نمیدونم تا حالا با یه معتاد زندگی کردید یا نه؟ توی یه همچین خونه هایی رفتید و با همچین آدمایی سر و کار داشتید یا نه؟ فقری که شما داری ناله میکنی از نمایشش زندگی خیلی از مردم این کشور رو به تباهی کشونده. من وطن امروز رو همین چیزی میبینم که توی فیلم نمایش داده میشه. چیزی غیر از این نیست.
بهنام
۹۵/۴/۱۴ - ۰۴:۵۹
10
پاسخ
نمیدونم با چه منطقی اخراجی ها و قلاده های طلا از نظر شما فیلم های خوبی هستن ولی با بقیه آثار هنری از بیخ و بن مشکل دارین؟
حمایت از این سری آثار سفارشی و ارزشی خودش گویای همه چیزه و اینکه شما در نقداتون به هیچ وجه بی طرف نیستین
هدی
۹۵/۵/۲۲ - ۰۵:۱۳
00
پاسخ
ب نظرم اون قدر ها ک گفتین فیلم بدی نبود درسته یه سری صحنه های زاید داشت
ولی اگه نگاه کنید زندگی همینه . مثلاشما مادری رو دیدید ک نگران بچه اش نباشه ؟ یا ازش کاملا قطع امید کنه؟ بعد با توجه ب شرایط مالی این خونواده این جور دعواها توشون کاملا عادی هست همین طور هم رفتار های متناقض . یا مثلا این حقیقت نیست ک درست یا غلط مردم ما ب افاغنه ب چشم یه نژاد پست تر نگاه میکنن؟ و اگه ی افغانی موفق رو ببینن کاملا شگفت زده میشن؟راجب اینکه این فیلم نباید تو جشنواره خارجی شرکت کنه جون فیلم تلخی هست هم مخالفم چون از خیلی از فیلمای دیگه بهتر ساخته شده
شما کلا خیلی ب فیلم سیاه نگاه کردین
علي يزدي
۹۵/۶/۱۳ - ۱۲:۵۵
00
پاسخ
جناب فراستي
اين فيلم هيچوقت نميتونه مخاطب خارجيو جذب كنه و بيش از اينكه براي مخاطب خارجي و جشنواره اي باشه واسه داخله
خارجي نميفهمه ساقي مواد هم پولداره هم فقير هم لاته و هم ضعيف مخاطب غير ايراني از ديدش افغاني و ايراني فرقي نداره كه اتفاقا ديد اونا درسته و اين ديد مسموم ماس كه فكر ميكنيم افغانيها بدترن از ديد مخاطب خارجي عقيمه فيلم كه چرا دو برادر كوچيكتر و خود دختر و مخالف ازدواج خواهرشان با فردي افغاني كه در اين فيلم هم با فرهنگ تر و هم پولدارتر نشون ميدن
اين فيلم براي مخاطب داخلي ساخته شده و اتفاقا يكي از بهترين فيلمهاي تاريخ ايران هست
مهدی
۹۵/۶/۱۶ - ۰۲:۰۸
00
پاسخ
آقای فراستی باعث شدن که من به عنوان یه بیننده سینما آماتور کمی فهم بیشتری نسبت به هر یک از اجزای تشکیل دهنده و دخیل هر فیلم داشته باشم و از این بابت همیشه ایشون رو دوست خواهم داشت. اما چیزی که آزارم میده در مورد ایشون و اکثرا باعث میشه که مسئله ایشون با فیلم و نگاهشون به اون فیلم رو قبول نداشته باشم و نقدشون رو کاملا پشت گوش بندازم بحث همیشگی ایشون با فیلم های آینه اجتماعه و جمله بی پایه توهین به مردم و وطن فروشی!!! من نمیدونم ایشون از توهین به کدوم جامعه گل و بلبل صحبت میکنند که دارن توش زندگی میکنن! آیا غیر از اینه که آرزوی درصد بالایی از جوونا و دغدغه اصلیشون رفتن از این کشوره. آیا باید نشونه های بیشتری از بی فرهنگی ها و عقده ها بی شعوری هامون در آینه به خودمون و با رفتارمون به همه دنیا نشون داده بشه تا ایشون باور که گند و کثافت های زیادی در وجود هممون به عنوان جامعه ایرانی- اسلامی نهفته که گاه و بیگاه خودشو نشون میده! من معنی سیاه نمایی رو نمیفهمم به هیچ وجه. این درسته که همواره خاکستری نشون دادن هر چیزی و هر شخص و جامعه ای درست ترین حالتش هست چون دائما در حال تغییریم و تعریف نسبی خوب و بد و سیاه و سفید در موردمون صدق میکنه و همینطور هم تغییر. اما این فریاد اشباع بی فرهنگی و انفجار های متعدد بمب های عقده مون رو مگه میشه نمایش نداد آقای فراستی!! این سینماگران و روشنفکران نیستن که باید به عقیده شما چشمشون رو روی این مسائل ببندن بلکه شمایید که باید نگاهی به همسایه بالا و پایینی و یا آشنایان خودتون بندازید که بی شک با نمونه های متعددی از سیمین های جدایی رو به رو میشید. این همه هجمه تهوع آور در شبکه های اجتماعی نه توسط آمریکا و نه توسط ربات ها و نه توسط روشنفکرانی که ازون ها متنفرید به وجود نیومده. بلکه از یک جامعه شکل گرفته در این 30-40 سال اخیر با الگوی ایرانی-اسلامی شکل گرفته که دیگه میشه بهش گفت مردم ایران. به عنوان یک دوست دار شما ازتون خواهش میکنم این عینک رو از چشمتون بردارید و بعد کلام نقد رو آغاز کنید. افراد زیادی مثل من نقدتون رو در مورد اون فیلم خاص کاملا بی اعتبار و حکومتی میبینیم و تهوع ترشی حالمون رو بهم میزنه.
All Rights Reserved by MassoudFarassati.com 2012

© Deyhim

info@massoudfarassati.com