وبسایت رسمی مسعود فراستی
زندگی اش و دیگر هیچ مرثیه ای برای یک دوست: عباس کیارستمی
از وقتی عکس اش را در بستر بیماری دیدم دلم گرفت.هی این دست و آن دست کردم که چیزی برایش بنویسم و به او بگویم بمان رئیس. جا نزن . بمان باز فیلم بساز، تا نقد کنم. تو تنها فیلمساز جشنواره ای ما هستی که لیاقت نقد داری و برای جایزه جشنواره ها، وطن نمیفروشی، خودت را هم نمیفروشی؛ حداکثر از خودت دور میشوی. خودی که با فیلم هایت چیز مهمی از آن برایمان نگفتی _ که کاش می گفتی _ .آن وقت قطعا من نوعی دیگر درباره شان می نوشتم. .یاد خاطره ای میافتم مربوط به سالها قبل _ شاید بیست سال پیش _ جلوی سینما شهر قصه با به...
مسعود فراستی

29 دیدگاه

۹۵/۴/۱۵

ادامه...

افلاس ضد یادداشت های جشنواره ای
مالاریا: واقعا بد است برای پرویز شهبازی که قدم به قدم و دم به دم به عقب برود تا به« نفس عمیق» اش برسد که فیلم بدی بود. عیار ۱۴ را او ساخته؟ شک می کنم.       آخرین بار کی سحر رو دیدی؟: در این سن وسال خیلی عیب ندارد که آدم فیلم بد بسازد. اما خیلی بد است که باور کند تجربه فرم می کند و فیلم به این لوسی و بی فرمی بسازد. دوربین رو دست کم تکان بس است؟ شب های روشن همچنان خیلی از « سحر...» جلوتر است و فرم دارتر.       نفس: این دیگ...
منبع: روزنامه اعتماد، شماره 3461 به تاریخ 19/11/94، صفحه 9 (ویژه جشنواره فیلم فجر)

23 دیدگاه

۹۴/۱۱/۲۰

ادامه...

سگدونی ضدیادداشت‌های جشنواره‌ای
<<ابد و یک روز>> پرغوغاترین فیلم امسال است و فریب کارترین شان. در پس ظاهر پرطمطراق و غلط انداز رئالیستی – ناتورالیستی اش، باطن سیاه و مسموم فیلمفارسی لانه دارد.     دوربین روی دست پرتکان و ریتم تند فیلم برای دیدن نیست؛ توهم آن است و برای کورشدن. فیلم خاک به چشم مان می پاشد تا درست نبینیم و با وراجی ها و متلک های بی امانش مانع شنیدن می شود.     اعتیاد، فلاکت و تباهی، آدم فروشی و خانه فروشی گویا سرنوشت محتوم این خانه – سگدونی –...
روزنامه شرق ، شماره 2515 به تاریخ 18/11/94، صفحه 14 (هنر)

36 دیدگاه

۹۴/۱۱/۱۸

ادامه...

محمد رسول الله مرگ بر داعش ، مرگ بر شارلی ابدو
فیلم تازه مجید مجیدی – محمد رسول الله – فیلم بد ، مغشوش و مخدوشی است و بسیار گنگ ؛ و در نتیجه بی اثر . کاش چنین نبود – که متاسفانه هست – و با فیلم خوب ، محکم و گویایی طرف بودیم  و موثر . فیلمی که تصویر درستی  – هر چقدر کوچک – از پیامبر اسلام می داد ،  نه  تصویری این چنین مخدوش . بخصوص در وضعیت بلبشوی امروز جهان . وضعیتی که مسلمانان در شرق وغرب جهان بیش از پیش مظلومند و تحت فشار و هجمه و اتهام - اول از سوی تروریسم کور ، وحشی و ماقبل تمدن " د...

134 دیدگاه

۹۳/۱۱/۲۵

ادامه...

روز آخر ضدیادداشت‌های جشنواره‌ای
در دنیای تو ساعت چنده؟ فیلم کوچک آدمیزادی آرام و بی‌ادا است اما با حس. حسی از یک عشق قدیمی و تمیز انسانی. عشق یک‌طرفه و بی‌پاسخ اما امکان‌پذیر و باورپذیر. در هجمه این همه تنش و عصبیت، بزهکاری، خیانت و فساد و خل‌بازی فیلم‌های این جشنواره، در دنیای تو...، غنیمتی است کمیاب که به کل از این جشنواره و سینمای مریضش جدا می‌ایستد و چه خوب. تنها فیلم جشنواره است که وقتی از سینما بیرون می‌آییم  - بویژه که باران هم نم‌نم می‌بارد– حالمان خوب می&zwn...
روزنامه وطن امروز – 25 بهمن 93

5 دیدگاه

۹۳/۱۱/۲۵

ادامه...

بوفالو ضدیادداشت‌های جشنواره‌ای
راستش فیلم، چنان ماقبل بد است که رغبتی برای نوشتن درباره‌اش نمی‌ماند. یک فیلم کامل هدر شده ماقبل حرفه‌ای گنگ و فاقد حس؛ خواب‌آور.  اما به دو دلیل این یادداشت را می‌نویسم: اول اینکه گویا کارگردان، پسر خوبی است و دوم– مهم‌تر- حرف‌های عجیب و غریبش درباره فیلم که پر از غلط تئوریک است و توهم و سوم حرف‌ها، گویا نظرات مخدوش بسیاری از جوانان اهل سینماست. اول از فیلم بگویم تا برسم به نظرات درباره: فیلم نوآر، آشنایی‌زدایی، نماد، پایان باز و روای...
روزنامه وطن امروز – 23 بهمن 93

9 دیدگاه

۹۳/۱۱/۲۳

ادامه...

آخر خط ضدیادداشت‌های جشنواره‌ای
جای تعجبی نیست. هیچ تعجبی. کاریش نمی‌شود کرد. سینمای دولتی همین است دیگر. همه با هم به «اندازه» سهم می‌برند و «غنایم» را تقسیم می‌کنند. نه به اندازه  هنرشان و موثر بودنشان در جلو رفتن خود و جامعه، بلکه به اندازه  بی‌اثر بودن و رام بودنشان و حفظ وضع موجود. قبل از جشنواره تنها ترس و واهمه مسؤولان فرهنگی و سینمایی این است نکند فیلمی از دستشان در برود – با سوژه‌ای ملتهب یا ملتهب‌نما – و جنجالی به پا شود و آقایان مجبور ب...
روزنامه وطن امروز – 21 بهمن 93

9 دیدگاه

۹۳/۱۱/۲۱

ادامه...

ناتوانی یا توهین؟ ضد یادداشت‌های جشنواره‌ای
ایران برگر فیلم بدی است؛ بسیار بد. از یک فیلمساز معتبر و محترم. یک کمدی سخیف است که اجتماعی می‌نماید، که نیست. سعی بسیار دارد که ما را یاد برخی حوادث انتخاباتی‌مان بیندازد و آن را به نقد بکشد، که نمی‌تواند.  فیلم گویی در ناکجاآباد می‌گذرد و زمانش هم. بیشتر ما را یاد «برره» می‌اندازد – منهای توان و شوخی‌های مدیری – و اخراجی‌های 3 و ابتذالش. چرا؟ فیلمساز، کمدی ساز نیست. در شخصیتش اصلا کمدی نیست. شوخ‌طبعی درونی‌اش، نوعی عرفا...
روزنامه وطن امروز – 20 بهمن 93

4 دیدگاه

۹۳/۱۱/۲۰

ادامه...

استیصال ضدیادداشت های جشنواره ای
جالب است امسال، جالب‌تر از هر سال. دوستان فیلمساز درجا نزده‌اند؛ فرورفته‌اند. بی‌ارتباط با مخاطب بودن، پول دولتی ورفاه‌زدگی به اعلا درجه چنین می‌کند: طلبکارتر، بی‌هنرتر و بی‌سوادتر، پرمدعاترو... استیصال را نمی‌شود پنهان کرد. هر چقدر در مصاحبه‌ها به جای منتقد و مردم از خودتان و فیلم‌تان ستایش کنید و جو راه بیندازید – و خود حال کنید - با تلنگری باد هوا می‌شود. به این دوستان توصیه می‌کنم: حال که «شاهکار»‌تان&nbs...
روزنامه وطن امروز – 19 بهمن 1393

24 دیدگاه

۹۳/۱۱/۱۹

ادامه...

درجست ‌وجوی میو ضدیادداشت‌های جشنواره‌ای: "مرگ ماهی" یا گربه
کنار دستی من بعد از پایان فیلم، پس از خمیازه‌ای طولانی به سمت من برگشت و با لبخندی گفت نیکی کریمی با آن تب خالش در شمارش «روزهای انتظار» – سه روز – اشتباه کرده، دو روز و نیم بیشتر نبوده. نیم روز طلبمان! براستی اگر 3 روز می‌شد 10 روز یا اگر برف و لیف و تسبیح و شناسنامه ومهناز و... زودتر می‌آمدند، چه می‌شد و چه می‌کردیم؟ به نظرم فیلم جا داشت تا 15-10 روز دیگر ادامه یابد تا شاهد سریالی «جهانشمول» می‌شدیم، درجه یک. شاید در آن سریال پر...
روزنامه وطن امروز - 18 بهمن 1393

3 دیدگاه

۹۳/۱۱/۱۸

ادامه...

تخدیر ضد یادداشت های جشنواره ای: عصر یخبندان
  عصر یخبندان، فیلمی است دروغین، پرمدعا، رادیکال‌نما– بی‌خطر و بی‌اثر- و فریبکار، عوام‌زده و عوام‌فریب. یخبندان، بدترین فیلم امسال است، حداقل تا اینجای کار. می‌شود درباره مهم‌ترین مفاسد و ناهنجاری‌های اجتماعی – فساد مالی، اعتیاد، خیانت، طلاق و فساد اخلاقی – داد سخن داد. می‌شود خیلی هم تند و رادیکال گفت و انتقاد کرد و به‌زعم گوینده «هشدار» هم داد اما طوری که به هیچ کس برنخورد. نه سیخ بسوزد، نه کباب. نه دولت عصبا...

19 دیدگاه

۹۳/۱۱/۱۷

ادامه...

کلنجار
همچنان- و احتمالاً تا ابد- کاغذ و قلم (خودکار یا روان نویس) را ترجیح می دهم. انگار کلمات را با دست خط و روی کاغذ بیشتر حس می کنم. قلم همیشگی خودم و کاغذ کاهی ترجیحاً. هرگز با کامپیوتر ننوشته ام. قطعاً شب و موسیقی، سیگار و چای برای نوشتن بهترین اند. بدون سیگار یادم نمی آید. موسیقی- به خصوص بعضی کلاسیک ها- خیلی یاری دهنده اند. همین جا بگویم موسیقی را بیشتر از سینما دوست دارم. شده بسیاری روز ها فیلمی ندیده و چیزی نخوانده باشم، اما تقریباً نشده روزی موسیقی نشنیده باشم. قبل از نوشتن، کلنجار گاهی زیا...
ماهنامه ی "24" - شماره ی 50

46 دیدگاه

۹۳/۱/۷

ادامه...

ستروني ضد یادداشت های جشنواره سی و دوم (7)
مي شود سر در برف فرو برد و گفت: «حال سينما خوب است... اميد برگشته»، يا: «اين سينما در طول سه دهه به سبكي دست يافته كه به خانواده احترام مي گذارد... امروز سينماي ايران به جهت تصويري و سوژه هاي ناب و مردان و زنان هوشمند مي تواند همپاي سينماي جهان حركت كند.» (وزير ارشاد)يا ما- من منتقد و بسياري ديگر- بعد از ديدن اين همه فيلم پرت، تلخ، بيمار و بي مخاطب اين حرف ها را نمي فهميم و فكر مي كنيم با ما شوخي مي كنند، يا دوستان محترم با اين نگاه به ظاهر اميدوارشان از سياره يي ديگر آمده اند. كجايند سوژه هاي ن...
روزنامه اعتماد، 24 بهمن 1392

25 دیدگاه

۹۲/۱۱/۲۴

ادامه...

ضد یادداشت های جشنواره سی و دوم (6)
قصه ها/ بهتر بود در پوسترها و اعلان ها و در آغاز فيلم جمله يي مي آمد كه: «كساني كه فيلم هاي قبلي فيلمساز را نديده اند به ديدن اين فيلم نيايند.» فيلمي اجتماعي زده پر از معضلات و دردهاي عام اجتماعي طبقات پايين جامعه اما براي مخاطب خاص خاص. خودشيفتگي و درد فروشي به جاي دردي داشتن. كلاشينكف/ فيلمي مغشوش، هذياني و پرت و پلا. شايد تنها راه نجاتش كمدي بود. خط ويژه/ فيلمنامه تيزي كه اخته شده و حاصلش يك فيلم ضعيف و بي جان تلويزيوني است. خانه پدري/ ريختن كلي...

21 دیدگاه

۹۲/۱۱/۲۱

ادامه...

خود را به خواب زدن ضد یادداشت های جشنواره سی و دوم (5)
خواب زده های جیرانی ، یک فیلم ما قبل بد است. حتی بد هم نیست. یک فیلم کامل در نیامده است نه یک فیلم بد در نیامده. فیلمنانه فیلم گیج است و شلخته با محور تکراری که نه کمدی می فهمد نه ملودرام و عشق. کمدی اش اساسا بر لهجه آذری – و نه حتی کلام – استوار است چه برسد به موقعیت. و بر بازی خوب تیپیک شخصی عبدی و اصلانی که ربطی به کارگردانی ندارد و ربطی به نقش های این دو در فیلمنامه. کمدی نیمه فانتزی شده اش ، لحن اثر را به کل به هم می ریزد. آدم هایش نیز جملگی مقوایند. بعد ندارند حتی تیپ هم نیستند. کارگ...

1 دیدگاه

۹۲/۱۱/۲۱

ادامه...

تقلب (نسخه ی اصلی) ضد یادداشت های جشنواره سی و دوم (4)
شیار 143 فیلم بدی است و تقلبی، که نان ایده یک خطی اش را می خورد. اگر به جای شهید بگذاریم فرزند چه می شود؟ فیلم و پرستیژ کاذب اش به کل از بین می رود. برای ساختن انتظار مادر شهید ، باید از انتظار معین مادری خاص برای فرزندی خاص- نه عام- بگوییم. اساسا از طریق چگونگی انتظار به انتظار می رسیم نه بر عکس. از اینجا است که زمان – و گذرش – معنایی جدی می یابد ؛ حالا زمان انتظار. در فیلم زمان کار کردی دراماتیک – و کارکردی هستی شناسانه – ندارد. نه فیلمساز می فهمدش و نه طبیعتا ما. باید فرق یک انتظار معین 4 سا...

16 دیدگاه

۹۲/۱۱/۲۱

ادامه...

شخصی یا واقعی ؟ (نسخه ی اصلی) ضد یادداشت های جشنواره سی و دوم (3)
چ فیلم نزدیک به خوبی است. فیلمی تحقیق شده و کار شده. نه سرهم بندی شده. فیلم بی مساله ای نیست. مفهوم زده هم نیست. خوشبختانه مساله دارد. مساله دیروز و مهمتر مساله امروز. فیلم کهنه و دیروزی هم نیست. فیلم سخت و آبرومند و سرپایی است که نه ملودرام سطحی می شود نه جنگی دِمُده. فیلمی است که می تواند مخاطب امروز را جلب کند حتی مخاطب نا آشنا با چمران و بیگانه با پاوه آن زمان. فیلم جنگ زده نیست و جنگ طلب و قهرمان ساز دروغین. صلح طلب است اما نه تسلیم طلب. آسیب شناسانه است و تا حدی تحلیل گر. ملی است و نگاهش ...

15 دیدگاه

۹۲/۱۱/۲۱

ادامه...

ماقبل مزه (نسخه اصلی) ضد یادداشت های جشنواره سی و دوم (2)
چگونه می شود فیلم هایی به این پرت وپلایی ساخت. فیلم هایی که به سختی می شود یک ربع شان را هم تحمل کرد. فیلم هایی که اکثرا حتی بد هم نیستد. کاش بد بودند. فیلم هایی که نه تلخ اند نه شیرین نه حتی گس. مزه ای ندارند. این صحنه را به یاد بیاورید : زنی خونین و مالین پس از فرار از چنگ آدم بدها به جایی پناه می برد. جایی که قبلا سینما بوده و دوربین روی نامش دو بار رژه می رود. وحالا تبدیل به باشگاه بیلیارد شده و سالن نمایش اش نیز انباری موتور. دو مرد جنوب شهری ظاهرا با معرفت در حال بازی اند. بعد از آنکه...

14 دیدگاه

۹۲/۱۱/۲۰

ادامه...

ضد یادداشت های جشنواره سی و دوم (1)
بن بست تجدد و سنت زندگی مشرک فیلم خوبی است و آسیب شناسانه که حرف دهانش را می فهمد و اندازه حرف می زند. این را اساسا مدیون فیلمنامه دقیق و دیالوگ های حساب شده اش است ، منهای پایانش. دو آدم امروزی متجدد – علیدوستی و قاسم خانی –در مواجهه با دو آدم سنتی که یکی شان – مرد – بین سنت و تجدد دست و پا می زند و در مرحله گذار است . پدر سالار و شوهری مستبد اما متزلزل که آرزوی امروزی شدن دارد با حفظ اصول . کدام اصول ، خیلی نمی داند . فیلمساز و بخصوص فیلمنامه نویس هم نمی دانند. هر چهار...

13 دیدگاه

۹۲/۱۱/۱۵

ادامه...

هیس: امید
" قلم ها آزادند. تلخی و یاس بس است. همه باید دربرای نشاط و امید بگوییند ، بنویسند و تولید کنند. " این جمله و شبیه اش – نقل به مضمون – این روزها زیاد از طرف مقامات دولتی گفته می شود. بخش اول جمله به شدت مترقی و در تایید آزادی است. قسمت دوم در توضیح وضیت است. و بخش سوم نفی بخش اول است و در تایید هنر و فرهنگ دستوری و فرمایشی. قسمت دوم و سوم نفی نقد است و تخطئه آن. چگونه می شود در شرایطی که هنوز چیزی به طور ملموس درست نشده مگر تا حدی تحریم های خارجی و وضعیت اقتصادی همچنان بیش و کم همانی است که بو...
روزنامه اعتماد- دوشنبه 14 بهمن.

9 دیدگاه

۹۲/۱۱/۱۵

ادامه...

اورتور نقد سی و دوم
قبل از جشنواره امسال پرتو ( مهتدی ) رفت. پرتو از فعالین بخش بین المللی ایام جشنواره بود. و میهماندار خارجی ها با کامیار. آخرین بار چندین ماه پیش دیدمش - سخت لاغر شده بود – در جلسه شورای کتاب سینمایی . پرسید " فورد " کی در می آید. گفتم صحفه آرایی تمام شده . گفت مطلبی دارم از لحظات آخرش، می تونی تو کتاب بزاریش؟ گفتم بده. فردایش مطلب را ترجمه کرد و داد. مطلب درباره آخرین نفس های فورد بود در بستر بیماری. او هم سرطان داشت. فورد چند لحظه ای قبل از تمام کردن ، چشمانش را باز میکند، پکی به سیگار برگش می...

14 دیدگاه

۹۲/۱۱/۱۲

ادامه...

زندگان، مردگان
برد تاريخي تيم ملي ايران، برد خيلي‌ها بود و باخت بعضي‌ها. تيم ديپلماسي فعال ايران هم ملي بود- و ملی عمل کرد- و هم جهاني. اول ملي و بعد جهاني. اين تيم شگفت‌انگيز در كوتاه‌ترين فرصت ممكن دیپلماسی منفعل ما را به دیپلماسی فعال و چهره مخدوش شده،خشن و منزوی ما را به چهره‌يي قوي، با شعور و با انعطاف تبديل كرد. اين تيم ظريف با حق داشتن و پافشاري بر آن پیروز شد و با تدبير اندازه نگه‌ داشت و اين را به جهانیان هم عرضه كرد كه هر گاه آنها هم حق داشته باشند، بايد از آن سود بجويند و زياده خواهي نكنند و اند...

49 دیدگاه

۹۲/۹/۶

ادامه...

علیه فرهنگ دولتی
همچنانکه عقل و واقعیت، اقتصاد وابسته به نفت، نه متکی به کار و تولید ملی را پس می زند، و با رانت خواری اقتصادی سر آشتی ندارد، با فرهنگ دولتی- نفتی نیز. اقتصاد دولتی چه سرمایه داری و چه سوسیالیستی و چه ... رانت خواری دولتی می زاید. فرهنگ دولتی نیز به رانت خواری فرهنگی منجر می شود و به از دست رفتن فرهنگ و هنر ملی. فرهنگ و هنری که از درون زندگی انگلی وابسته به نفت تولید شود نمی تواند مبلغ فرهنگ ملی و پویای کار و تولید نعم مادی و معنوی باشد و قطعا مبلغ سبک زندگی ای متناسب با خود است. سبک زندگ...
روزنامه اعتماد، آبان 92

12 دیدگاه

۹۲/۸/۲۸

ادامه...

درباره ديپلماسي فعال حق داشتن، سود جستن اندازه نگه داشتن
سرانجام پس از مدت ها فقر ديپلماتيك و دوري از ديپلماسي جدي - ملي و جهاني- سريع اما آرام به سوي شكل گيري يك ديپلماسي فعال مدرن نه سنتي گام برداشته ايم. ديپلماسي ظريف حدنگه دارنده يي كه ظاهري متين و آرام دارد با باطني تعرضي و محق: ديپلماسي كه در آن هم استراتژي معنا دارد و هم تاكتيك. ديپلماسي ای كه نه مازوخيستي است نه ساديستي و نه اتوپيايي. در گذشته از آنجا كه استراتژي ديپلماتيك نداشتيم و تاكتيك، با توهم خود را دلداري مي داديم. لاجرم در زمين استراتژي ديگران بازي مي كرديم. چه آنجا كه پرخاش مي كردي...
روزنامه اعتماد، آبان 1392

23 دیدگاه

۹۲/۸/۴

ادامه...

جدول کلمات متقاطع
گذشته فیلم بدی است و ناچیز. بدتر از حتی اولین فیلم های فرهادی. فیلم، عقب مانده است و اگزوتیک؛ بی ساختار، طولانی و ملال اور و وراج. گذشته، نه در گذشته اتفاق می افتد نه در پاریس؛ نه بحرانی دارد و مسئله ای و نه هویتی. فیلمساز اسکار گرفته ما امر برش مشتبه شده و توهم جهانی شدن زده. بعد از دیدن فیلم بد و نوستالژیک وودی الن – نیمه شب در پاریس- به این باور رسیده که پاریس تداعی کننده گذشته است. پس فیلمش که عنوان غلط انداز و نوستالژیک " لو پسه" را یدک می کشد باید در پاریس رخ دهد. فیلمساز ما ادامه "...
اعتماد، تیر 1392

182 دیدگاه

۹۲/۴/۵

ادامه...

بادکنک
هیچوقت همشهری کین را دوست نداشتم اما آخرین باری که در کلاس برای تحلیل آن را دیدم از فیلم بدم آمد و در پس فرم گرایی متظاهر ، پیچیده نما و مرعوب کننده اش جز شعبده بازی فرمی روشنفکرانه ندیدم.آزار دهنده ترین چیز فیلم این است که هم در درون اثر و هم بیرون آن – خبرنگار فیلم و تماشاگر – در پی یافتن نمادی هستند که شاید بشود در پس آن کین را توضیح داد:رزباد. در عجبم که طی دهه...

13 دیدگاه

۹۱/۱۲/۱۲

ادامه...

جمع بندی جشنواره فجر 31
جشنواره 31 محافظه کار ترین و خنثی ترین جشنواره چند سال اخیر است. فیلم های این جشنواره نشان بن بست سینمای دولتیِ ایدئولوژی زده بی اثر و بی خطر است و فاقد مسئله؛ چه مسئله شخصی و چه اجتماعی؛ چه مسئله روشنفکری و چه مسئله ارزشی.و چه حتی سرگرمی آبرومند. فیلم ها نه سرگرم می کنند، نه به هنر نزدیک می شوند. هیچ کدام مخاطب را در فیلم لحاظ نمی کنند و مسائلش را. این فیلم ها پرده سینما را پر نمی کنند. همه تله فیلم اند و تمرین خنثای فیلم سازی – جز یکی دو استثنا مثل دهلیز – قطعاٌ هم در گیشه جواب نمیگیرند. ...

13 دیدگاه

۹۱/۱۲/۱۲

ادامه...

سینمای دولتی، روشنفکری، ارزشی
سینمای ما تا زمانی که بر چرخ سینمای دولتی- وابسته و سفارشی و سوبسیدی- می چرخد و دولت حائل- و سدی- است بین سینماگر و مخاطب ، نه سینماگرش رشد می کند، نه مخاطبش؛ ونه سینمای ملی اش شکل می گیرد. ساز و کار سینما بر رابطه دو طرفه و استوار سینماگر و مخاطب متکی است. وجود، فقدان - یا انقطاع – این رابطه، به معنای داشتن یا نداشتن سینماست. فیلم داشتن هم به معنای سینما داشتن نیست. از دل این رابطه - وتعامل- سینماگر وتماشاگر است که "مسأله" شکل می گیرد، چکش می خورد و بروز می کند. نگاه و سمت گیری سینماگر اگ...

2 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۲

ادامه...

حق داشتن، سود جستن، اندازه نگه ‌داشتن
جملة معروف ماکياولي «هدف وسيله را توجيه مي‌کند» ـ که دستورالعملي است براي «شهريار»ي کردن ـ در سرزمين ما اغلب هم بد فهميده مي‌شود، هم بد نتيجه‌گيري. قاعدتاً هدف ـ شريف يا شرور ـ وسيلة متناسب با خود را مي‌طلبد، پس نمي‌شود براي هدف انساني، از وسيلة غيرانساني استفاده کرد و سود برد، با اين توجيه که چون هدف ـ و حتي نيت ـ ما خير است، پس مي‌شود هر کاري کرد و هر چيز ـ و کسي ـ را به هر چيز و... چسباند و از هر تصوير و کلام و افکت و سرود و... سود جست. نمي‌شود به مردم اعتقاد داشت و آن‌ها را ولي‌نعمت خود د...
خبر، 11 خرداد 88

3 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۱

ادامه...

بي‌مسئله‌گي
جشنوارة فيلم فجر امسال هم تمام شد و همه راضي! شايد راضي‌تر از هميشه به خانه بازگشتند، اما قبل از فرو غلتيدن به خواب، خواب جشنواره‌اي ديگر مي‌ديدند يا شايد چند جشنوارة ديگر؛ که چند روز بعد در شهر برپا مي‌شد، با نود درصد همان محصولات به اضافة چند محصول ديگر که احياناً يا به جشنوارة قبل نرسيده يا کنار گذاشته شده بودند، براي جشنوارة فردا. مثلاً جشنوارة سينما شهر يا... . اين همه جشنواره و اين همه هزينه براي چيست؟ و براي کي؟ براي «بودن»؟ يا مسئله را به تعويق انداختن؟ آيا اين همه مسئله داريم که باي...
روزنامه خبر، 20 اسفند 1387

2 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۱

ادامه...

عليه سينمای سفارشي
سينماي ما بعد از انقلاب، سينماي دولتي و سفارشي‌ در وضعيت معوق. ادعاي اين سينما و تئورسين‌هاي دولتيش‌ ـ ابتذال‌زدايي و ارزشي‌سازي ـ. از در راندن فيلمفارسي و فيلم‌انتلكت قبل از انقلابي بود كه پس از مدتي با شكست سينماي عرفاني و قهر مخاطب با سينما، به از پنجره وارد شدن ـ يا وارد كردن ـ هر دو جريان انجاميد، به‌خصوص فيلمفارسي. «دستاورد» مديريت سينمايي كشور اما، ايجاد و راه‌اندازي تنها يك جريان سينمايي بود تا به امروز: سينماي جشنواره‌اي، سينماي گلخانه‌اي كه پس از كسب جوايز بسيار جهاني ـ معتبر و نامع...
خبر، 16 اردیبهشت 1388

2 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۱

ادامه...

مخاطب یا منتقد؟
به‌راستي حق با کيست؟ با مخاطب يا منتقد؟ اگر اثري ـ فيلمي ـ مخاطب وسيع داشته باشد، اما منتقد مخالف بسيار يا اثري بي‌مخاطب باشد، اما بسيار منتقد طرفدار، قضيه چه مي‌شود؟ و کدام برحق‌اند؟ مي‌گويند آثار هنري بزرگ همگي ابتدا توسط منتقدان «کشف» مي‌شوند و سپس در طول زمان به مخاطب مي‌رسند و زمان ياري‌رسان‌ هنر است. اين در مورد نقاشي، موسيقي و ادبيات درست است و آن‌ها مي‌توانند منتظر بمانند تا «کشف» شوند ـ احياناً توسط منتقد ـ و ارتباط ميان اثر و مخاطب برقرار شود. اما سينما از اين امتياز‌ بي‌بهره است، چر...
خبر، اردیبهشت 88

4 دیدگاه

۹۱/۱۱/۱۱

ادامه...

All Rights Reserved by MassoudFarassati.com 2012

© Deyhim

info@massoudfarassati.com